چند وقتی بود که می خواستیم به دلایلی وبلاگ رو انتقال بدیم، و تصمیم گرفیم وبلاگ رو وارد سایت خودمون کنیم
اما بدلایل فنی امکان انتقال تمام پست ها و کامنتها نبود .
از این به بعد از آدرس زیر می توانید مطالب وبلاگ رو دنبال کنید
تبلیغات چند وقتی بود که می خواستیم به دلایلی وبلاگ رو انتقال بدیم، و تصمیم گرفیم وبلاگ رو وارد سایت خودمون کنیم
اما بدلایل فنی امکان انتقال تمام پست ها و کامنتها نبود .
از این به بعد از آدرس زیر می توانید مطالب وبلاگ رو دنبال کنید
با سلام خدمت هم رشته ی های عزیز
ترم 3 هم تموم شد. ترمی که به گفته ی خیلی ها ترم حاشیه هاست. شاید یکی از دلایلش شروع درسای تخصصی باشه
اما در هر صورت این ترم باعث شد خیلی ها هم خودشون رو بشناسن هم بقیه بشناسنشون، خیلی ها نتونستن به شعاراشون عمل کنند، خیلی از گروه هایی که بعضی ها برا خودشون درست کرده بودن شکسته شد. و فکر کنم اکثرا متوجه شدیم که همه ی ما دانشجویان رشته برق 85 هستیم با یه سری شرایط و مشکلات خاص خودمون. بگذریم.
میخوام یه گله ای بکنکم یا بهتر یگم یه خواهشی ازتون دارم.
الآن ما یه وبلاگ و یه فروم داریم؛ که به جرات می تونم بگم تو اینترنت یه چنین وبلاگ و فرومی با این شرایط، اگه نگم نیست، مرسوم نیست. پست ها وکامنت ها بعضی وقتا اونقدر از حالت عمومی در میاد که نصف بچه های خودمون هم متوجه نمیشن منظور نویسنده چی بوده ؛ شاید دلیل این مسئله، علت راه اندازی وبلاگ و فروم باشه، . می خوام بگم این وبلاگ و فروم مثل بقیه وبلاگ و فروم های تو اینترنت نیست که اگه دنبال مطلبی می گشتید بیاید ببرید و برید تا دفعه ی دیگه.....فکرکنم مطالبی تو وبلاگ و فروم مطرح شده، که زمزمه های بین بچه ها بود (و خدا رو شکر تونست خیلی از مشکلات رو حل کنه) .
در بین امتحانا یه نفر با اسم مستعار میومد و کامنت میذاشت، و انتقادات خوبی کرد، یکی از کامنتاش باعث شد من برگردم و دوباره مطلب یکی از نویسنده ها رو بخونم، تا حدودی حق داشت، چون مطلبی که نوشته بود برا من و دوستامون یاد آور اتفاقات جالبی داخل دانشکده بود که باعث خنده دار شدن مطلبش می شد اما برای بقیه واقعا معنیی نداشت!!!!! اما یه سوال دارم چرا با اسم خودش نیومد؟ به نظر من حرفای عادی ای میزد اما چرا اونا رو از زبون خودش نگفت؟
من از شما می خوام بیاید و کمک کنید تا این وبلاگ و فروم جایی باشه که هرکسی حرف خودشو بزنه، بیاید جلوی حرف هایی رو که از فکر های اشتباهمون راجع به بقیه گرفته میشه بگیریم. من نمیگم چون ما 80 نفر برق 85 داریم باید برا هر پست 80 کامنت باشه یا همه ی 80 نفر عضو فروم باشند، شاید خیلی ها دوست نداشته باشند بیان عضو شن یا حرفی بزنن. این حرف رو می زنم چون احساس می کنم خیلی ها خیلی حرف برا گفتن دارن اما چون فکر می کنن صلاح نیست کامنت یا پست نمی ذارن.
اگه کسی می خواد به صورت ناشناس حرفشو بزنه، بیاد بگه (بقیه هم نگن این کیه؟!!)، بذارید اگه کسی حرفی داره بیاد به هر نحوی که دوست داره مطرح کنه در عین اینکه احترام دیگران را نگه داریم.
فکر می کنم اینجا می تونه جایی باشه که همه حرفاشونو بزنندو دیگه لازم نباشه یه نفر از جانب بقیه حرف بزنه ، منظورم اینه که تمام حرفایی که در این وبلاگ و فروم زده شده و میشه فقط نظره نویسندشه و به هیچ عنوان نمی تونیم اونو به بقیه تعمیم بدیم. اگه همه کمک کنند دیگه لازم نیست برا هرچیزی چند نفر به عنوان نماینده بذاریم که از جانب بقیه تصمیم بگیرن و یا تو کلاس 200 جمع شیم! ..... نمی خوام بگم این جلسات اشتباه بود. مطمئنا لازم بوده و خیلی تونست به همه کمک کنه، اما مسائل زیادی وجود داشت که امکان جمع شدن همه به دلایل مختلف مثل نبود زمانی که همه بتونن در جلسه شرکت کنن وجود نداشت. اما شاید چنین کارایی رو میتونیم از طریق امکاناتی که فروم در اختیار ما میذاره انجام بدیم اما .........
درضمن اگه کسی فکر می کنه مطلبی داره که جاش تو وبلاگه می تونه بمون بده تا ما به اسم خودش براش بذاریم. ، ما نویسنده های ثابت این وبلاگیم و این به این معنی نیست که بقیه نمی تونن پست بذارن.
همینجا از تمام کسانی که با حضور در فروم و وبلاگ باعث رونق گرفتنش شدن تشکر می کنم. مطمئنا این وبلاگ و فروم فقط با نظرات خوانندگان هست که می تونه مفید باشه و می تونه خودش رو در زمان تعطیلی دانشگاه بیشتر هم نشون بده.
پ.ن: به خاطر مشکلاتی این سرویس بلاگو بلاگ های مجانی و هم چنین بالا بردن امکانات وبلاگ، تصمیم گرفتیم این وبلاگ رو به سایت خودمون منتقل کنیم، به همین دلیل سعی کنید از آدرس blog.barghechamran.ir برای دسترسی به وبلاگ استفاده کنید.
پ.ن: دعوت به همکاری: در مورد سایت باز هم از همه ی کسانی که ایده ای دارن و فکر مکنن می تونن کمکی کنند درخواست همکاری می کنم.
پ.ن: این مطلب رو هم گذاشتم تا دیگه نگید چرا پست جدید ندارید و چرا هرچی پست میذارید طنزن،...... این جوری خوبه؟ خو بذارید مردم پستای طنز خودشون رو بذارن.
رستگاری در هشت و نیم:
وای چه روزی بود روز انتخاب واحد!!!!! روزی که برای اِن مین بار تبعیض بین دخترا و پسرا رو دیدیم.
شرح ما وقع:
هوا گرگ ومیش بود .سوز سرما تا مغز استخوانمان نفوذ میکرد صدای به هم خوردن دندانهایمان را میشنیدیم در آن زمان تنها چیزی که دیده میشد بخاری بود که از دهانمان خارج میشد!!!!!! بالاخره ساعت شش ربع کم بود که به میعادگاهمان (منظور سایت دختراست) رسیدیم.
هوا کم کم روشن میشد و بچه ها یکی یکی می آمدند .
ساعت حدود هفت و ربع بود که تقریبا تمام بچه ها آمده بودند .ما از آن موقع صبح تا آن زمان توی صف ایستاده بودیم و در حالت فشردگی حاد به سر میبردیم صداهایی شبیه به نعره های برادر تارزان از سمت برادران به گوش می رسید(اما مهم نیست ما عادت داریم!!!)
ماهمچنان له میشدیم و در انتظار آمدن مسول سایت میسوختیم . ساعت حدود هشت و ربع بود که متوجه شدیم صدای نعره های برادران تارزان قطع شده که حاکی از آن بود که درب سایتشان گشوده شده و ما همچنان له میشدیم.
ساعت هشت و نیم مسوول سایت آقایون که مطمئن شده بود که کلاس استاد کرامت پرشده تصمیم گرفت در سایت خانما رو باز کند.
ما بیشتر، از این خوشحال شدیم، كه از این له شدگی رهایی می یافتیم.
اما قبل از آن باید خود را آماده می كردیم تا از یك خان دیگر بگذریم!!؟ بله ورود به سایت!!!
با توجه به نیرو هایی كه از جناح های مختلف بر ما وارد می شد و طبق قانون سوم نیوتن ما شتابی پیدا می كردیم كه اگر این مقاومتی كه بر سر راهمان بود (حضور افراد دیگر) نبود یقینا می توانستیم ظرف سه سوت، به نور و سرعتش و ایل و تبارش بخندیم.
و بالاخره هر یك از ما توانستیم سیستمی را اشغال كنیم.
در این هنگام خبر آمد كه در ، سایت برادران .... . همه دستاچه شدن و كسانی كه لپ تاپ داشتند به سرعت به سمت آن روانه شدند.( هنوز برق سایت قطع بود)
بالاخره مسئولان سایت وقتی فهمیدند كه دیگه هیچ سكشن خالی حتی سكشن های انقلاب هم به خانم ها نمی رسه تصمیم گرفتند كه در كنترل برق سایت را از لولا در آورند.(در مذكور همه ی روزها باز بوده اما آن روز ......... )
در كه كنده شد فانوس ها (ا ببخشید سیستم ها) همه روشن شدند!!!!!!
وارد سایت registration شدیم (البته بعضی ها وارد سایت چمران شدند و این دسته از عزیزان واقعا اندر خم یک کوچه بودند
)
کد مدار ۲ را وارد کردیم گروه ۲ !!! چی ی ی ی !!!!! ظزفیت تکمیل است ! چرا؟!!!!! این ۵۰نفر کی پر شد؟؟؟؟؟
حالا ما، ماندیم و حوضمان. تنها استاد افتخار و استاد سیف به ما افتخار ورود به كلاسشان را دادند.
سرانجام :
مفتخریم كه با افتخاریم(مگه استادای خانم چیشون كمتر از آقایونه)
از سایت بیرون آمدیم و به دنبال عاملین این جنایت هولناك رفتیم: متوجه شدیم مسئول سایت خانم ها كه فرزند دلبندشون بیمار تشریف داشتند ، تا صبح بالا سر بچه بیدار بودند و صبح خواب موندند و بنا بر این ساعت ۸:۳۰ آمدند.
.
.
.
از اونجایی كه :
من نه آنم كه زبونی كشم از چرخ فلك
چرخ بر هم زنم ار جز به مرادم باشد
صبر می كنیم تا حذف و اضافه ایشالا كه درست می شه
(منظور شاعر از ،من، در مصرع اول خانم ها می باشد)
خواهشا توجه داشته باشید كه اینجانبان قصد هیچ گونه توهینی نداشته و نداریم و به هیچ عنوان برادران گرام را در این ماجرا مقصر نمی بینیم(هرچند می تونستند چند جای خالی از كلاس كرامت برای ما باقی بذارن) اینو گفتیم كه پس فردا قشون و قشون كشی نشود.
مشروطی!!!
تاریخچه
گفته شده که مشروطی نونی است که امیر کبیر با تاسیس دانشگاه در دومن ما گذاشت!!!
وجه تسمیه مشروطی
۱- مشروطی از مشروطیت گرفته شده و مشروطیت هم آبشو گرفتن چلو شده.
۲- به دانشجوی مشروطی اوابل مفلوک گفته می شده که طی قرون کمی تغییر یافته (توجه کنید فقط یکمی) و به شکل مشروط در آمده.
اقدامات لازم جهت پیشگیری از مشروطی!!!
آش کشک خالته...
چگونه مشروط شویم؟
۱- خوردن همبرگرهای آقای صلواتی.
۲- نگاه چپ کردن به مدیر گروه.
نشانه های یک دانشجوی مشروط شده!!!
۱- به زمین و زمان، کوچک و بزرگ، دور و نزدیک فحش(نوع آبدارش) می دهد مخصوصا کسانی که این بلا را سرش آورده اند.
۲- با لباس تابستانی در سرمای منفی خدا درجه می نشیند و باز هم فحش می دهد.
۳- حالش از آن همه پاچه خواری که برای نمره کرده و نمره ی نگرفته بهم می خورد و باز هم فحش می دهد.
۴- برای راه رفتن نیاز به بکسل شدن دارد و باز هم فحش می دهد.
۵- به کتاب های صادق هدایت و فردریش نیچه علاقه زیادی پیدا می کند.
۶- سری فیلم های اره را زیاد نگاه می کند و فکر می کند که چقدر خر بوده که قبلا فکر می کرده فیلمی زننده است.
۷- فقط داریوش گوش می دهد مخصوصا چکاوکش را.
۸- به شکار مگس با دست مباردت می ورزد.
۹- تکه کلامش می شود:..............(سانسور شد)
۱۰- احتمال دارد با دمپایی حمام به دانشگاه بیاید(طبیعیست)
برای یک مشروطی چکار کنیم؟
۱- آمار نشان داده که فروش مواد مخدر درب دانشگاه ها در دوران اعلام نمرات بیشتر از هرجای دیگر است، بیشتر مواظب یک مشروطی باشید.
۲- اگر در خوابگاه است و تنبان به پا می کند سعی کنید بند تنبان را بردارید.(جلوگیری از حلق آویز کردن)
سعی کنید سرکوفت به او بزنید، مطمئنن متوجه می شود که از افعال معکوس استفاده کرده اید.
۳- مرد باش بورو براش دنبال نمره.
*******
پ.ن: ای خدایی که مرا تو شبا فانوسی * هول می شم وقتی تو مرا می بوسی
پ.ن: از خدام بود که اینجوری بشه، خدا رو شکر!!!
یاعلی
اخبارداخلی و خارجی دانشکده ی مهندسی !
***********اخبار داخلی**********
***حراست دانشکده ی مهندسی دیروز اقدام به دستگیری تنی چند از افراد گروه برق 85 کرد.گفته میشود علت دستگیری این افراد خرخونی بیش از حد و کسب نمرات بالا در دروس ترم سوم بوده.لیست افراد دستگیر شده به قرار زیز میباشد
1-ا...(بیییییییییییییییییییییییب)
2-م..(بیییییییییییییییییییییییب)
3-و..(بیییییییییییییییییییییییب)
4- بیییییییییییییییییییییییب!
***به گفته ی وزیر فرهنگ، کتاب اندازه گیری الکترونیکی اسد.....(بوووووووووووووق!)به موزه ی آثار باستانی ایران اضافه خواهد شد.
باشد که از این که ازین آثار غنی تاریخی به خوبی مراقبت کنیم.
***معاونت اجرایی طرحهای بهداشتی دانشکده مهندسی اظهار داشت به علت افزایش استرس دانشجویان در دوره ی امتحانات و استفاده ی خارج از ظرفیت از سرویسها ی بهداشتی دانشکده،به زودی طرح سهمیه بندی سرویسهای بهداشتی در سراسر دانشکده (اعم از سرویسهای بهداشتی راهروی مواد و مکانیک)اجرا خواهد شد و استفاده از سرویسهای بهداشتی تنها با کارت امکان پذیرخواهد بود.وی در مورد نحوه ی سهمیه بندی اشاره ای نکرد.وی همچنین اظهار داشت که قویا میزان سهمیه بعد از پایان امتحانات ترم افزایش خواهد یافت.
***پس از اعلام نمرات درس مدار توسط استاد شینی 19کشته و20 زخمی برجای ماند .عده ای نیز دچار مسمومیت خفیف شدن.گفته میشود حال 2 نفر از این بیماران وخیم است.
دیلی دیلینگ دیلینگ دیلی دیلینگ :پیام های بازرگانی
***برای کسب نمره ی بالا در درس الکترومغناطیس به کلاس های حل تمرین ما بیایید . با تدریس استاد خارجی و مجرب آقای" واشنگتون"
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ....0912تماس حاصل فرمائید.
***جزوه ی درس اندازه گیری با قیمت مناسب و کیفیت بالا به فروش میرسد.فقط جزوه ی ما
مصاحبه با یکی از مشتریان
ببخشید خانم چرا شما 10 تا جزوه خریدین؟
خب چند تا جزوه اضافه تو خونه باشه که ضرر نداره!
راستی خانم این جزوه ها جایزه هم داره؟
نمیدونم من جزوه ی اندازه رو بخاطر کیفیتش میخرم.
همیشه کیفیت همیشه جزوه ی اندازه ی ما.
***********اخبار خارجی*************
***به علت وارونه شدن یک ترن در شهر ناپل ایتالیا هیچ کشته و زخمی بر جای نماند گفته میشود این اتفاق در یکی از پارکهای این شهر اتفاق افتاده(ترن هوایی!!)
***تحقیقات انجام شده بر نمونه های مختلف وجود رابطه بین دیسک کمر و سهمیه بندی بنزین را ثابت کرد.(کمک های مردمی و هل دادن ماشین تا پمپ بنزین...)
گفته میشود شرکت ارتباطات سیار با استفاده از یک روش کاملا زیست محیطی با بحران کمبود بنزین مقابله کرده(آزاد سازی 4000کبوتر برای حمل و نقل نامه و ....) البته اجرای این طرح به علت مزاحمت افراد شرور خرد سال با تفنگ بادی و نیز مقارن بودن با فصل جفت گیری پرندگان با مشکلات عدیده ا ی رو به رو بوده است.
به هر حال، رابطه کارت سوخت و دیسک کمر همچنان در پس پرده به سر میبره.... و نیروهای ویژه هم مشغول مبارزه با اشرار ، و تفحص در درختان و پشت بام ها هستند.
به علت کمبود وقت در این لحظه با همه ی شما خداحافظی میکنیم خدا یارو نگهدارتان.
پ ن :امیدوارم همتون توی امتحانات پایان ترم موفق باشید.
پ ن:اگه یخورده دیر آپ کردم علت اصلیش مصادف شدن با دهه ی اول محرم بود.
پ ن:درس همه چیز نیست.
درس و امتحان و فرجه و ...
سلام
* وقتی آدم داره درس می خونه هیچی مثل یه مگس نمی تونه اعصاب آدمو خورد کنه!!! هیچی هم مثل کشتن اون مگس نمی تونه خوشحالت کنه!!! ضمنا بعضی وقتا یه آدم می تونه نقش یه مگس رو بازی کنه!
* خدایا مگه دانشجویان برق چه گناهی مرتکب شدن که عذاب خودت رو با درس اندازه گیری بر سرشون نازل کردی؟ یکی از استادا گفته بود این درس فقط تو هند و ایران تدریس می شه.
* بنظر من یه جزوه خوب و قشنگ(مثل ریاضی مهندسی که دست منه) می تونه یه آدمو از خودکشی نجات بده! چرا؟ چون به اونی که می خواد خودکشی کنه نشون می ده که بعضی ها چقدر حوصله و امید دارن که با خطکش و سکه و چندتا خودکار و مداد و پاک کن و غلط گیر و .... جزوه می نویسن!!!(ولی خدا خیرشون بده با این کار روح دانشجوهای دیگه رو شاد می کنن)
* میگم این سوالایی که تو کتاب مدار هست رو خود آقای«جبه دار» بلد بوده حل کنه؟!
* رفتم جزومو باز کردم دیدم بالای یکی از صفحات الکترو نوشتم: سر کلاس بودم ولی چیزی ننوشتم. توی یکی از صفحات اندازه گیری نوشتم: همه اش شکل و نمودار بود حال نداشتم بکشم. آخر یه صفحه از مدار نوشته بودم: برگه هام تموم شد دیگه ننوشتم و چند مورد دیگه!!!(باور کنید عین حقیقته مدرک هم دارم)آخه به اینم می گن جزوه؟!!!!!!!
* یه سوالیه چند روزیه ذهنمو مشغول کرده!!! چرا برای آدم برفی شال گردن می زارن؟ نکنه سردش می شه!
پ.ن:هرچند می دونم کسی نمیاد اینجا سر بزنه و دارن همه درس می خونن(به غیر من) ولی گفتم اینجا باید همیشه به روز باشه.
پ.ن:دوباره بگم که نقد کنید تا بتونیم بهتر بنویسیم. هرچی دوس دارین بگین.
پ.ن:
یاعلی
ناگفته های دانشگاه!!!
سلام
نسبت نوشتن مطلب امروز من به خودم، مثل گورکنی است که قبر خود را با دستان خودش می کند ولی چون تن آدمی شریف است به جان آدمیت (آخه چه ربطی داشت؟!!!) از چیزی نترسیدم و اینگونه نوشتم:
دانشگاه: گاهی خوشی، گاهی غم
ساختمان مرکزی: جایی برای از ما بهترون
اتوبوس های دانشگاه: ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی
کلاس درس: از اول تا آخر، خسته نباشید استاد
اساتید: خوب بد زشت
کتابخانه: گشتم نبود نگرد نیست (کتاب رو عرض می کنم)
سرویس بهداشتی دانشکده: تماشا گه راز
ناهار سلف: معجون تن تنایی تا نخوری ندانی
فضای سبز دانشکده: کویر لوت(صد رحمت به کویر)
تریای دانشکده: سیگار و دود و هایده!!!
(آقا حرف مبتذل نزن)
سایت دانشکده: کلکسیون ابر رایانه های نفتی
نمازخانه: خاطره یک بوی فراموش نشدنی
پارکینگ دانشکده: ای مرفهین بی درد
کپی دانشکده: محل تجمع تنبلان جزوه ننویس و غایبان(البته به غیر خودم)
حراست: خدا قوت پهلوون
تعطیلات آخر هفته: روزی برای خواب نه درس
وبلاگ برق ۸۵: عن قریب به گل نشستن
پ.ن: از امروز به بعد منو یه مرده حساب کنید
(بخاطر چیزایی که بالا نوشتم)
پ.ن: احساس می کنم این شعرو برای من سردون:
هرکسی از ظن خود شد یار من/از درون من نجست اسرار من.
پ.ن:می خواستم یه حرف سیاسی در مورد الکترومغناطیس و استادش بزنم ولی به دلایل امنیتی چیزی نمی گم، ولی جدا چقدر ضد حال به کلاس ما زده شد.خدا پایان ترم رو بخیر کنه.
پ.ن: یه نکته، می دونستین گذاشتن کامنت مجانیه؟
پ.ن: حیف که به توصیه دوستان مجبور به حذف دو قسمت از نوشته های این پست شدم، حیف.
عید سعید غدیر
رو به شما و خانواده محترمتون تبریک می گم
امروز گل باغ رسالت وا شد
قرآن مبین به امر حق معنا شد
در مركز خود یافت حق امروز قرار
منـشور ولاـیت على امضا شد
یاعلی
سلام.
امیدوارم با امتحانات کنار اومده باشید.این چند وقته بچه های گروه خیلی سرشون شلوغ شده!هم به خاطر امتحانا و هم به خاطر.....
سایت
راستش از همون اول که کارو شروع کردیم نمیدونستیم چقدر مقبول واقع میشه فقط میدونستیم که این کار باید بشه و به درستی کارمون ایمان داشتیم حالا نتیجه هر چی که می خواست باشه(خود من به شخصه آدم نتیجه گرایی نیستم.)اصل اون وبلاگ بود که باید درست میشد.یه وبلاگ مختص بچه های برق 85.
حالا بعد از گذشت 3 ماه با حمایت بچه ها (چه اونایی که میان به وبلاگ سر میزنن و مطالبو میخونن چه اونایی که نویسنده شدن)وبلاگ به مرحله ای رسیده که از این شکل در بیاد.دیگه وبلاگ به تنهایی جوابگوی تمام نیازها نیست!مثلا توی این مدت دیدیم که بحث ها قسمت اصلی کامنت ها رو تشکیل می داد و وبلاگ هم مکان مناسبی برای این کار نیست و یا اینکه می خواستیم تو این دنیای مجازی که روز به روز بزرگتر میشه ، یه جایی داشته باشیم. جایی باشه که سال های بعد وقتی بعضی ها آسانسور و بعضی ها پله های ترقی رو طی می کنن و بعضی ها (مثل من(!!!)) از این پله ها میفتن پایین. از طریق این سایت یه احوالی از هم بگیرن(دیگه بهونه ای نداشته باشن!و خیلی موضوعات دیگه!که نهایتا منجر به این شد که ما بیایم و سایت گروه برق 85 دانشگاه شهید چمران اهوازو درست کنیم.
البته وبلاگ سر جاشه!و فقط میشه یه زیر مجموعه از سایت.
برای سایت فکرای زیادی داریم.که ایشالا با یاری خدا و همکاری بچه ها عملیشون میکنیم. همین جا بهتره بگم که طراحی سایت خیلی سریع بوده و مطمئنن دائمی نیست. برای همین اگر ایده و یا نظری دارید به بچه های گروه بگید، چون می خوایم تا آخر ترم سایت به یه شکل ثابت در بیاد.(مثلا آقای شباب زاده پیشنهاد کردن یه قسمت مربوط به جزوات درسی و نمونه سوالات درسی روی سایت بذاریم و خودشون هم مسِول این قسمت شدن.)
آدرس سایت:
آدرس مستقیم وبلاگ میشه
اما قسمت مهیج سایت!!!!یعنی فروم برق چمران.اول بگم که زحمت این کارو آقای نقاش کشیدن که همین جا ازشون تشکر میکنم توی فروم همه نویسنده هستن و هر چه دل تنگشان بخواهد میتونن بنویسن(البته نه هر چی!!!)قوانین فروم باید رعایت شه!خب برای اطلاعات بیشتر روی این قسمت کلیک کنید.(البته این قسمت توی فروم هم هست)
اینم آدرس فروم:http://forum.barghechamran.ir
سلام!داشتم به امتحانا فکر میکردم.رفتم به یکی دو ماه بعد!!!اون وقتی که نمرات خوشکلمونو زدنو به خاطر اپسیلون صدم باید صد جا ....بگذریم.(خدا نصیب هیشکی نکنه!نیست که من ۲ ترمه مشروط شدم!!!به این قضایا خوب واردم!
میدونی!!!
)خب شرح یکی از این وقایع در زیر اومده!
چند میگیری نمره بدی؟!!!!
من:سلام استاد
استاد:سلام جانم
م:استاد ببخشید فکر میکنم تو شمارش نمره های برگه من اشتباهی پیش اومده!آخه من مطمینم انقدر کم نمیشم!
ا:متاسفم جانم.در شمارش نمرات دقت وافری به عمل اومده!!!نمره شما همونی که دیدین!!!
دوست من که کنارم ایستاده میاد جلو و میگه:حالا استاد شما لطف کنید یه نگاهی بش بندازید!انسان جایز الخطاست(نیش تا بنا گوش باز میشود.!)
ا:ببین جانم اولا که بنده از دقت تصحیح مهندس (!!!)آگاهم وشما هم تا 3 میشمارم برین بیرون!123!!!123!!!!123!!!!
دوزاری میفته که بایس از همون اول میرفتیم پیش جناب مهندس!پس راهی میشمو به هر جون کندنی بود بالاخره تو یکی از راهروهای مهندسی پیداش میکنیم.شروع میکنیم همون قصه رو براش خوندن!!!
حالا!چند حالت ممکنه پیش بیاد
1.جناب مهندس اصلا محل نذاره!!!
2.جناب مهندس محل بذاره که اونم شامل 2 حات میشه یا در طول ترم درس خون بودیو هر بار سر کلاساش حاضر بودیو درس گوش میدادیو تمرین حل میکردیو سوال میپرسیدیو کوییز میدادیو خلاصش میشه که آدم میبودیو....(که اگه اینجور بودیو که دیگه وضعت این نبودیو!پس خود به خود این حالت پریدیو!!!)
یا اینکه چی؟باریکلا! اون عضو فعال بدن!اون مایه ی حیات !اون قتیل فی الارض !اون صفدرببیشه نبرد و اینا....بیاد به دادت برسه!ببینم چند مرده حلاجی!البته نکته کنکوری (از نوع ارشدش!)که در اینجا وجود داره اینه که فرایند زبون بازی و چاپلوسی کاره یه روز و دو روز نیست!باید از اول ترم حواستو جمع میکردی!!!
اگه هم مشمول هیچ کدوم ار موارد بالا نبودین به مهندس پول زور بدین!!!اگه قبول کرد که فبه المراد!اگه نه که میری پشت دستو داغ میکنی از این به بعد آدم بشی!حالا یه ترم دیگه بشین روی گل جناب مهندسو تحمل کن!تا تو باشی که ....
اندر حکایت شب امتحان مدار!!!
شب امتحان مدار(آن درس کمر شکن) را هرگز فراموش نمی کنم. آن شبی که در بین دریایی از کاغذ چک نویس( که روزهای قبل سیاه کرده بودم) دست شنا می زدم و در این اندیشه بودم که چگونه خازن ذهنم را برای امتحان فردا پر از انرژی کنم تا شاید اندک نمره بگیرم.
دیدم دیگر مغزم در حال ترکیدن است و هیچ چیزی به اندوخته ام اضافه نمی شود. در این لحظه خودکار را برداشتم وشعری بداه گفتم در حد تیم ملی آنگولا!!! 
الا یا ایـها الـبـرقون چـرا هستیـد نگرون؟
بشینید و بخوانیدو بدانید که امتحان فردا هست آسون!!!
هرچند خودم مطمئن بودم که کلمه «آسون» که در شعر آورده ام فقط برای این بوده که قافیه شعر درست شود و گزافه ای بس بزرگ است اما برای افزایش روحیه دوستان آن را تبدیل به پیامک(فارسی را پاس بدارید) کردم و زیرش اسم شاعر را اینگونه نوشتم: «ملخ الشعرا مقداد»
و برای جمعی از دوستان فرستادم.
در کسری از ثانیه (شاید هم کمتر) شعرهایی از دوستان به دستم رسید که با خواندن آنها فهمیدم اگر شاعر می شدند چه بسا قادر به چاپ جلد دوم شاهنامه می شدند.
این شعرها به دو دسته تقسیم می شدند. دسته اول نشان می داد که فشار روانی زیادی از آن درس کمر شکن بر شاعر وارد شده و سبب شده بود شاعر دهن به ضم(ضم:فحش و ناسزای آب دار را گویند
) درس و استاد بگشایند که بنده از آوردن این دسته از اشعار در این مکان عمومی که خانواده در حال رفت و آمد است معضورم.
و دسته دوم آن دسته اشعار بودند که نشان می داد دوستان در درس فزونی یافته اند و به حد کمال رسیده اند و یا اینکه بلا نسبت شما مانند ...... در گل مدار گیر کرده اند(بابا چرا فکر بد می کنید منظورم مانند پشه تو گل گیر کردن بود، عجباااا)
بر چند بیت از این اشعار نگاهی می اندازیم :
سراینده: سعادت بهرامی
شبــا که مـا می خــوابـیم بچه های برق بیدارن
ما خواب خوش می بینیم اونـــــا فــــکر مـدارن!
(البته بر این شعر چند کتاب نقد نوشته شده که در اینجا مجالی نیست که به آن بپردازیم)
سراینده: افشین بارانی
من ماندم و این مخ قاطــی فکرم شده سلف و خازن و تقویت کننده عملیاتی
مغزم هنگ می کنه تند تند نـــمی دونم کــودوم درســـته؟! تــونن یـا نــرتــن!
(من در وزن این شعر کنکاشت بسایر کردم در نوع خودش نظیر ندارد)
سراینده: سیروس رحیمی
اگر دیدی جوانی بر درختی تیکیه کرده
بدان مدار دارد و هیچ کاری نکرده
اینگونه بود که شب امتحان مدار را با خنده هایی تلخ به صبح رساندیم و عاقبت ما آن شد که .....
اگر شما هم شعری گفتید ما را مستفیض کنید!!!
پ ن: خدمت تمامی کسایی که این وبلاگو می خونن( چه برقی چه نفتی) بگم که من سعی می کنم که اینجا مطالب طنز بنویسم. نمی گم هم خیلی استادم تو این کار برا همین هرچی می تونید نقد کنید و نظر بدید که نه تنها من بلکه همه دوستان وبلاگ نویس روز بروز بهتر و بهتر بشن.
پ.ن: انتخابات!!!
پ.ن: راستی اینو بگم که این پ.ن (همون پی نوشت) ها معمولا هیچ ربطی به مطلبی که توی پست می نویسم نداره.
یاعلی